تبلیغات
The Articles - آداب سفر
prepared:by Mansoor Faryadi

آداب سفر

نویسنده :منصور فریادی
تاریخ:جمعه 26 خرداد 1391-08:10 ب.ظ

سر بریدن گوسفند بر عهده من ، دیگرى گفت : پوست كردن آن نیز با من و دیگرى گفت : قطعه قطعه كردن آن هم با من و دیگرى گفت : پختن آن هم با من ، آنگاه رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: من هم براى شما هیزم جمع مى كنم ، گفتند: یا رسول اللّه پدران و مادرانمان فدایت شوند شما نباید خودتان را به زحمت بیندازید، ما به جاى شما كار مى كنیم . فرمود: من مى دانم كه شما كار مرا انجام مى دهید اما خداى عزوجل نمى پسندد كه هرگاه بنده اش همراه اصحاب خویش باشد در بین آنها خود را جدا ببیند، پس بلند شد و براى آنها هیزم جمع كرد.))(۱۵۱)

غزالى مى گوید: مورد سوم از آداب سفر، آن است كه مسافر از همراهان در وطن و فامیل و دوستان خود خداحافظى كند و در وقت خداحافظى دعاى رسول خدا صلى اللّه علیه و اله را بخواند.

مى گویم :

آن دعا در كتاب اسرار حج بخش عبادات گذشت و نیازى به تكرار آن نیست .

از طریق شیعه نیز روایتى در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) آمده است مى گوید: ((وقتى كه امیرالمؤ منین علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و عقیل بن ابیطالب و عبداللّه بن جعفر و عمار بن یاسر از ابوذر (( - رحمة اللّه علیه - ع(( مشایعت كردند، امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: با برادرتان وداع كنید، زیرا كه آهنگ سفر كرده باید برود و مشایعت كننده باید بر گردد. پس هر كدام از آنها آنچه در دل داشت به زبان آورد، حسن بن على علیه السلام فرمود: اى ابوذر! خدا تو را بیامرزد، همانا این مردم تو را دچار رنج و بلا كردند براى این كه تو، براى دینت جلو آنها را گرفتى ، پس آنها مانع دنیاى تو شدند. تو به آنچه ایشان را جلوگیرى كردى فرداى قیامت بسى نیاز دارى از آنچه مانع شدند چقدر بى نیازى ! ابوذر - خدایش بیامرزد - گفت : خداوند به شما اهل بیت لطفش را ارزانى بدارد، من در دنیا جز شما مقصدى ندارم ، هرگاه شما را یاد مى كنم جدتان رسول خدا صلى اللّه علیه و اله را به وسیله شما به خاطر مى آورم .))(۱۵۲)

رسول خدا صلى اللّه علیه و اله چنان بود كه : ((هر گاه از مؤ منان خداحافظى مى كرد، مى فرمود: خداوند بر تقواى شما بیفزاید و شما را متوجه كارهاى خیر كند و تمام حاجتهاى شما را برآورد و دین و دنیاى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت باز گرداند.))(۱۵۳)

در خبر دیگرى از امام باقر علیه السلام است كه فرمود: ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله هرگاه با مسافرى خداحافظى مى كرد، دست او را مى گرفت ، سپس مى فرمود: خداوند همسفران خوبى نصیبت كند و یارى خود را كامل و مشكل سفر را آسان و دور را نزدیك و گرفتارى تو را بر طرف سازد و دین و امانت و سرانجام كار تو را به سامان برساند و راه هر خیرى را به روى تو بگشاید، تقواى الهى را رعایت كن و خودت را به خدا بسپار و به بركت خداى عزوجل حركت كن .))(۱۵۴)

غزالى گوید: چهارم ، از آداب سفر، آن است كه پیش از مسافرت ، نماز استخاره را همان طورى كه در كتاب صلاة آوردیم ، به جا آورد، همچنین وقت بیرون رفتن نماز بگذارد.

مى گویم :

(( در من لا یحضره الفقیه ع(( از قول پیامبر صلى اللّه علیه و اله آمده است كه فرمود: ((شخص مسافر براى خانواده اش از دو ركعت نمازى كه وقت رفتن به سفر به جا آورد و بگوید: خداوندا خود و خانواده و مال و اولاد و دنیا و آخرت و امانت و پایان كارم را در نزد تو به ودیعت مى گذارم ، چیز بهترى به جا نمى گذارد، و این سخن را كسى نمى گوید مگر آن كه خداوند آنچه را كه خواسته است به او مرحمت مى كند.))(۱۵۵)

غزالى مى گوید: پنجم از آداب سفر این است كه مسافر وقتى از منزل بیرون آمد، این دعا را بخواند.

مى گویم :

((این دعا در این كتاب اسرار حج گذشت و در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) از صبحاح حذّاء نقل شده ، مى گوید: ((از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: اگر مردى از شما قصد سفر كرد، بر در منزلش ، رو به سمتى كه مى خواهد سفر كند، بایستد و سوره حمد را رو به جلو و به طرف راست و چپ و نیز آیة الكرسى را به سمت جلو و راست و چپش بخواند، سپس بگوید: خدایا! مرا و هر چه همراه من است نگهدار و مرا با آنچه همراهم نیست سالم بدار و مرا با آنچه همراه دارم به لطف خود، به خوشى به مقصدم برسان . خداوند، او را با آنچه همراه دارد، نگهدارى مى كند و به سلامت به مقصد مى رساند. صباح مى گوید: آنگاه امام علیه السلام فرمود: اى صباح ! مگر ندیده اى كه شخص مسافر محفوظ مى ماند و به سلامت مى رسد ولى آنچه همراه داشته است محفوظ نمى ماند و به سلامت نمى رسد؟ گفتم : چرا، فدایت شوم .))(۱۵۶)

امام صادق علیه السلام وقتى كه آهنگ سفر داشت ، مى گفت : ((خداوندا راه ما را باز كن و مسیر سفر ما را نیكو گردان و سلامتى ما را تاءمین كن .))(۱۵۷)

على بن اسباط از ابوالحسن الرضا علیه السلام نقل كرده ، مى گوید: امام رضا علیه السلام به من مى فرمود: ((هرگاه از خانه ات به قصد سفر یا در غیر سفر بیرون شدى ، بگو: ((به نام خدا، به خدا ایمان دارم و بر خدا توكل مى كنم ، هرچه خدا بخواهد، هیچ نیرو و توانى جز به خدا نیست . پس شیاطین كه با او روبه رو مى شوند، فرشتگان به صورت آنها مى زنند و مى گویند: شما را بر او تسلطى نیست ، زیرا او نام خدا را برده و ایمان و توكل به او دارد و (( ما شاء اللّه ، لا حول و لا قوة الا باللّه )) گفته است .))(۱۵۸)

ابوبصیر از ابوجعفر علیه السلام نقل كرده است كه فرمود: ((هر كس در وقت بیرون رفتن از در خانه اش بگوید: ((به خدا پناه مى برم از آنچه فرشتگان الهى از او پناه جسته اند، از شر امروز و از شر شیطان و از شر هر كسى كه براى اولیاى خدا دام گسترده است و از شر جن و انس و از شر درندگان و حشرات (سمى ) و از شر ارتكاب هر نوع حرامى ، خودم را به خدا وامى گذارم خداوند او را بیامرزد و توبه او را بپذیرد و مشكل او را كفایت كند و از بدى او را باز دارد و از هر شرى نگهدارى كند.))(۱۵۹)

امام صادق علیه السلام هرگاه پا در ركاب مى نهاد، مى گفت : (( ((سبحان الذى سخر لنا هذا و ما كنا له مقرنین )) )) و هفت مرتبه (( سبحان اللّه )) و هفت مرتبه (( الحمدللّه )) و هفت مرتبه (( لا اله الا اللّه )) مى گفت .))(۱۶۰)

در كتاب مكارم از امام رضا علیه السلام نقل شده كه مى فرمود: ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرموده : هر كس از شما كه هنگام سوار شدن بر مركب ، (( بسم اللّه ((ع بگوید فرشته اى همراه او مى شود و از او نگهدارى مى كند تا فرود آید و اگر سوار شود و نام خدا را نبرد، شیطان همراه او مى شود و به او مى گوید: آواز بخوان و اگر بگوید: آوازخوان نیستم ، مى گوید: آرزو كن ، و او همچنان آرزو مى كند تا از مركب پیاده مى شود.))(۱۶۱)

امام رضا علیه السلام فرمود: ((هر كس وقتى كه سوار مركب شد بگوید: (( بسم اللّه و لا قوة الا باللّه و الحمد للّه الذى سخر لنا هذا و كما له مقرنین ، )) خود و مركبش را تا وقتى كه پیاده مى شود، حفظ كرده است .))(۱۶۲)

در روایت دیگرى راجع به آنچه در وقت سوار شدن گفته مى شود، چنین آمده است :

(( ((الحمد اللّه الذى هدانا بالاسلام و علمنا القرآن و من علینا بحمد صلى اللّه علیه و اله سبحان الذى سخر لنا هذا و ما كنا له مقرنین و انا الى ربنا لمنقلبون و الحمدللّه رب العالمین ، اللهم انت الحامل على الظهر و المستعان على الا مر و انت الصاحب فى السفر و الخلیفة فى الا هل و المال و الولد، اللهم انت عضدى و ناصرى . )) وقتى كه مركبت راه افتاد، در بین راه بگو: (( خرجت بحول اللّه و قوته بغیر حول منى و قوة و لكن بحول اللّه و قوته ، برئت الیك یا رب من الحول و القوة ، اللهم انى اءسئلك بركة سفرى هذا و بركة اهلى ، اللهم انى اسئلك من فضلك الواسع رزقا حلالا طیبا تسوقه الى و اءنا خائض فى عافیة بقوتك و قدرتك ، اللهم الى سرت فى سفرى هذا بلاثقة منى بغیرك و لارجاء لسواك فارزقنى فى ذالك شكرك و عافیتك و وفقنى لطاعتك و عبادتك حتى ترضى و بعد الرضا.))(۱۶۳)

از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود: ((اگر چیزى بر تقدیر الهى پیشى مى گرفت ، هر آینه مى گفتم كه تلاوت كننده (( انا انزلناه )) به هنگامى كه سفر مى رود یا از منزلش بیرون مى شود، (( ان شاء اللّه )) تعالى بزودى بر مى گردد.))

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) از امام كاظم علیه السلام است كه فرمود: ((هر كس به تنهایى عازم سفرى شد باید بگوید: (( ما شاء اللّه لا حول و لا قوة الا باللّه اللهم آنس وحشتى و اعنى على وحدتى و ادغیبتى .))(۱۶۴)

از امام صادق علیه السلام است كه فرمود: ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله در سفر به هنگام پایین آمدن (( سبحان اللّه )) مى گفت و به هنگام بالا رفتن ، (( اللّه اكبر )) ))(۱۶۵)

از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: ((هرگاه در مسافرتى بودى ، بگو: (( اللهم اجعل مسیرى عبرا و صمتى تفكرا و كلامى ذكرا. )) رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: به خدایى كه جان من به قدرت اوست ، كسى كه (( لا اله الا اللّه و اللّه اكبر )) در جاى بلند نگوید، مگر به سبب تهلیل و تكبیر او، هر چه پشت سر اوست (( لا اله الا اللّه )) مى گوید و آنچه پیش روى اوست (( اللّه اكبر، )) تا این كه به سطح خاك برسد.))(۱۶۶)

در كتاب مكارم آمده است : ((هرگاه به پلى رسیدى ، موقعى كه مى خواهى پا روى آن بگذارى ، بگو: (( بسم اللّه اللهم ادحر عنى الشیطان الرجیم .))(۱۶۷)

و در وقت سوار شدن به كشتى بگو: (( بسم اللّه الملك الرحمن و ما قدرو اللّه حق قدره ... بسم اللّه مجریها مرسیها ان ربى لغفور رحیم . )) (۱۶۸)

غزالى گوید: ششم (از آداب سفر) آن است كه مسافر از هر منزلى صبح زود حركت كند. جابر نقل كرده است : ((پیامبر صلى اللّه علیه و اله روز پنجشنبه وقتى كه عازم تبوك بود، صبح زود به راه افتاد و فرمود: (( ((اللهم بارك لامتى فى بكورها.)) )) (۱۶۹)

مستحب است كه آغاز رفتن به مسافرت روز پنجشنبه باشد. نقل شده است كه ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله براى سفر بیرون نمى شد، مگر روز پنجشنبه .))(۱۷۰)

شایسته نیست كه پس از طلوع فجر روز جمعه مسافرت كنند و با ترك نماز جمعه معصیتكار شوند در حالى كه آن روز به نماز جمعه مربوط است و اول روز هم از جمله مقدمات وجوب نماز جمعه مى باشد.

مى گویم :

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) از امام باقر علیه السلام نقل شده است كه فرمود:

((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله همیشه روز پنجشنبه مسافرت مى كرد و مى فرمود: خدا و پیامبر و فرشتگان الهى روز پنجشنبه را دوست مى دارند.))(۱۷۱)

از امام صادق ع(( است كه فرمود: ((هر كه خواست سفر كند باید روز شنبه سفر كند، زیرا اگر سنگى در روز شنبه از كوهى جدا شود، هر آینه خداوند آن را به جاى خود برمى گرداند.))(۱۷۲)

از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: ((نباید روز جمعه براى برآورده شدن حاجتى بیرون شوى ، پس هرگاه روز شنبه شد و خورشید طلوع كرد به دنبال حاجت برو.))(۱۷۳)

از آن حضرت است كه فرمود: ((شنبه براى ما و یكشنبه براى بنى امیه است .))(۱۷۴)

و از آن حضرت است كه فرمود: ((هركس در حالى كه قمر در عقرب است مسافرت و یا ازدواج كند، خوشى نخواهد دید.))(۱۷۵)

یكى از مردم بغداد به امام رضا علیه السلام نامه اى نوشت و درباره این مطلب كه ((بیرون رفتن روز چهارشنبه بازگشت ندارد.)) پرسید امام علیه السلام در پاسخ نوشت : ((هر كه روز چهارشنبه به سفر رود، بر خلاف كسانى كه فال بد مى زنند (و مى گویند) بر نمى گردد، از هر آفت و گرفتارى محفوظ مى ماند و خداوند حاجتش را برآورده مى سازد.))(۱۷۶)

از حماد بن عثمان نقل شده است كه : ((به امام صادق علیه السلام عرض ‍ كردم : آیا مسافرت در یكى از روزهاى مكروه مانند روز چهارشنبه و روزهاى دیگر كراهت دارد؟ فرمود: سفرت را با صدقه شروع كن و هر وقت خواستى سفر كن و آیة الكرسى را بخوان و هرگاه چیزى به نظرت رسید، حجامت كن .))(۱۷۷)

و از آن حضرت است كه فرمود: ((صدقه بده و هر روزى خواستى به مسافرت برو.))(۱۷۸)

از امام باقر علیه السلام است كه فرمود: ((على بن حسین علیه السلام وقتى كه مى خواست براى سركشى از املاك و شتران خود را از خانه بیرون برود با هر مقدارى كه ممكن بود از خداى تعالى سلامتى را مى خرید و این كار را وقتى انجام مى داد كه پا در ركاب مى نهاد و چون خداوند او را سالم نگاه مى داشت و بر مى گشت حمد و سپاس خدا را مى گفت و هر قدر كه ممكن بود، صدقه مى داد.))(۱۷۹)

غزالى گوید: بدرقه كردن در وقت خداحافظى مسافر مستحب و سنت است . رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((هرگاه مجاهد در راه خدا را بدرقه كنم و در حمل بارش در وقت صبح یا شامگاه كمك كنم ، این كار نزد من ، از دنیا و آنچه در آن است محبوبتر است .))(۱۸۰)

مى گویم :

بدرقه امیرالمؤ منین علیه السلام و یارانش از ابوذر (( - رحمه اللّه - )) را نقل كردیم و بدرقه آن حضرت از شخص ذمى ، در بخش آداب مصاحبت و معاشرت گذشت .

روایت شده است كه پیامبر صلى اللّه علیه و اله : جعفر طیار را به هنگام فرستادن او به حبشه بدرقه كرد و با این كلمات او را همراهى فرمود: (( ((اللهم الطف به فى تیسیر كل عسیر، فان تیسیر العسیر علیك یسیر و اءساءلك الیسر و العافیة و المعافاة الدائمة .)) )) (۱۸۱)

در تهذیب به سند صحیح از امام باقر یا امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود:

((وقتى مسلمانى برادر مسلمانش را بدرقه مى كند، باید بدرقه را كوتاه كند. گفتم : بهتر آن است كه روزه بگیرد، یا روزه اش را باز كند و بدرقه كند؟ فرمود: بدرقه كند، زیرا وقتى كه برادرش را بدرقه مى كند خداوند روزه را از او برداشته است .))(۱۸۲)

غزالى گوید: مورد هفتم از آداب سفر، آن است كه فرود نیاید مگر آن كه روز بالا آمده باشد، زیرا این سنت است ، و همچنین بیشتر حركتش در شب انجام گیرد. پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((بر شما باد حركت در شب ، زیرا زمین شب هنگام بیش از هنگام روز، طى مى شود.))(۱۸۳) و چون به نزدیكى منزل رسید، این دعا را بخواند.

مى گویم :

آن دعا در بخش اسرار حج گذشت و همچنین دعاى فرود آمدن در جایى ، مطابق گفته غزالى در آن جا نقل شد.(۱۸۴)

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) ضمن وصایاى پیامبر صلى اللّه علیه و اله به على علیه السلام آمده است : ((یا على چون به شهر یا روستایى رسیدى ، موقعى كه ان را دیدى ، بگو: (( اللهم انى اساءلك خیرها و اعوذ بك من شرها. اللهم حببنا الى اهلها و حبب صالحى اهلها الینا.))(۱۸۵)

در همان كتاب است كه پیامبر صلى اللّه علیه و اله به على علیه السلام فرمود: ((هرگاه در منزلى فرود آمدى بگو: (( اللهم اءنزلنى منزلا مباركا و انت خیر الرازقین ، )) تا از خیر آن جا نصیب برى و از شر آن به دور مانى .))(۱۸۶)

در كتاب مكارم نقل شده كه در روایتى آمده است : ((وقت ورود به جایى بگو: (( ایدنى بما ایدت به الصالحین و هب لى السلامة و العافیة فى كل وقت و حین ، اعوذ بكلمات اللّه التامات من شر ما خلق و ذراء و براء. )) سپس دو ركعت نماز بخوان و بگو: ععع اللهم ارزقنا خیر هذه البقعة و اعذنا من شرها اللهم اطعمنا من حیاها و اعذنا من وبائها و حببنا الى اهلها و حبب صالحى اهلها الینا. )) و هرگاه خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بخوان و از خداوند بخواه تا تو را حفظ كند و از آن جا و اهل آن جا خداحافظى كن زیرا هر جایى از فرشتگان خدا ساكنانى دارد و بگو: (( السلام على ملائكة اللّه الحافظین السلام علینا و على عباداللّه الصالحین و رحمة اللّه و بركاته .)) )) (۱۸۷)

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) است كه رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((بر شما باد حركت در شب ، زیرا كه زمین شب هنگام در هم مى نوردد.))(۱۸۸)

از امام صادق علیه السلام نقل شده : ((زمین آخر شب درهم مى پیچد.))(۱۸۹)

غزالى گوید: هشتم از آداب سفر، آن است كه از روى احتیاط، روز حركت كند و جداى از كاروان ، تنها راه نیفتد، زیرا ممكن است غافلگیر شود و یا درمانده گردد و شب هنگام موقع خواب مواظب باشد. رسول خدا صلى اللّه علیه و اله چنان بود كه ((در مسافرت اگر اول شب مى خوابید، دستهایش را باز مى كرد و اگر آخر شب مى خوابید، دستش را راست نگاه مى داشت و سرش را داخل كف دستش مى نهاد.))(۱۹۰) مقصود آن حضرت این بود كه خوابش سنگین نشود و به هنگام طلوع خورشید در خواب و بى خبرى نماند و در نتیجه نمازى از او فوت نشود كه این بالاتر از آن چیزى است كه هدف مسافرت اوست .

مستحب است كه همراهمان به نوبت شب را نگهبانى دهند و چون یكى خوابید دیگرى نگهبانى كند كه این سنت است و هرگاه دشمن یا درنده اى شب یا روز قصد حمله به او را داشت آیة الكرسى و آیه ، (( شهد اللّه )) و سوره اخلاص و معوذتین را بخواند و بگوید...

مى گویم :

این دعا در كتاب اسرار حج گذشت (۱۹۱) از امام صادق علیه السلام است كه فرمود:

((هركس در سفر آیة الكرسى را در هر شبى بخواند، خودش و هرچه دارد در امان خواهد بود، و بگوید: (( اللهم اجعل مسیرى عبرا و صمتى تفكرا و كلامى ذكرا.)) )) (۱۹۲)

از آن حضرت است كه فرمود: ((دو برادر نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و اله آمدند و عرض كردند: ما قصد داریم براى تجارت به شام برویم ، به ما بیاموزید چه بگوییم ؟ فرمود: پس از آن كه به منزلى وارد شدید نماز عشاء را بخوانید و چون هر یك از شما بعد از نماز به بستر خواب رفت اگر تسبیح فاطمه علیهماالسلام را بگوید و سپس آیة الكرسى را بخواند، از هر چیزى محفوظ خواهد بود. دو برادر دستور پیامبر صلى اللّه علیه و اله را به كار بستند، چند دزد كه آنها را تعقیب مى كردند همین كه آن دو برادر در منزلى فرود آمدند غلامى را فرستادند تا ببیند آنها خوابند یا بیدار، غلام هنگامى به نزد آنها رسید كه یكى از آنها داخل بستر بود و آیة الكرسى مى خواند و تسبیح حضرت فاطمه علیهما السلام را مى گفت ؛ به نظر غلام آمد كه دو دیوار جلو آنها ساخته شده است ، دور آنها را گشت و هر چه دور زد جز دو دیوار هیچ چیز ندید. نزد دزدان برگشت و گفت : به خدا سوگند جز دو دیوار استوار هیچ چیز ندیدم گفتند: خدا تو را ذلیل كند، دروغ مى گویى ، ناتوان بوده اى و ترسیده اى ! همگى از جا برخاستند و رفتند تا خود ببینند و چون رسیدند جز دو دیوار استوار چیزى ندیدند، اطراف دیوارها را گشتند و كسى را ندیدند و به جاى خود برگشتند. فرداى آن روز نزد ایشان رفتند و گفتند: شما كجا بودید؟ گفتند: جز این جا جایى نرفته ایم . دزدان گفتند: اما ما آمدیم و جز دو دیوار استوار چیزى ندیدیم ، براى ما بگویید داستان شما چیست ؟ گفتند: ما خدمت رسول خدا صلى اللّه علیه و اله رسیدیم و آن حضرت آیة الكرسى و تسبیح فاطمه علیهماالسلام را به ما تعلیم داد و ما انجام دادیم . دزدان گفتند: بروید به خدا سوگند هرگز دنبال شما نمى آییم و دست هیچ دزدى بعد از این سخن پیامبر به شما نمى رسد.))(۱۹۳)

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه ، از امام صادق علیه السلام نقل است كه فرمود: ((هرگاه راه را گم كردى فریاد بزن : یا صالح ! یا صدا بزن : یا ابا صالح ! لطف خدا بر تو باد! مرا راهنمایى كن .))(۱۹۴)

نقل شده است كه ((صالح بر بیابان و حمزه بر دریا گمارده شده است .)) (۱۹۵) از آن حضرت است كه فرمود: ((هرگاه غولى شما را گمراه كرد، اذان بگویید.))(۱۹۶)

از پیامبر صلى اللّه علیه و اله نقل شده است : ((مبادا در وسط راه و میان دشت استراحت كنید زیرا آن جاها محل آمد و رفت درندگان و لانه مارهاست .))(۱۹۷)

از آن حضرت است : ((هركه در منزلى فرود آید كه در آن جا بیم درندگان مى رود، بگوید: (( اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریك له ، له الملك و له الحمد بیده الخیر، و هو على كل شى ء قدیر، اللهم انى اعوذبك من شر كل سبع . )) از شر هر درنده اى تا وقتى كه از آن منزل حركت كند (( ان شاء اللّه )) در امان خواهد بود.))(۱۹۸)

غزالى گوید: نهم از آداب مسافرت ، آن است كه اگر سواره است با مركبش ‍ مدارا كند و بیش از اندازه بر آن بار نكند و به صورتش نزند زیرا این عمل نهى شده و نباید روى مركب بخوابد زیرا با خواب سنگین مى شود و حیوان را مى آزارد.

مى گویم :

بیان كامل این آداب ، چنانكه غزالى در این جا ذكر كرده است قبلا در بخش ‍ اسرار حج گذشت و نیازى به تكرار آن نیست ، اما از طریق خاصه (شیعه ) در كتاب (( من لا یحضره الفقیه ، )) اسماعیل بن ابى زیاد به اسناد خود نقل كرده ، مى گوید: ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: حیوان سوارى نسبت به صاحبش حقوقى دارد؛ هر وقت جایى فرود آمد مى باید اول او را علف دهد و چون از كنار آب گذر كرد، آب را بر او عرضه كند و به صورت حیوان نزند، زیرا كه او تسبیح و سپاس پروردگار را مى گوید و جز در راه خدا بر پشت آن سوار نشود و بیش از حد توان بر او بار نكن و بیش از حد طاقتش او را راه نبرد.))(۱۹۹)

مردى از امام صادق علیه السلام پرسید: ((چه وقت مى توانم حیوانى را كه سوار شده ام بزنم ؟ فرمود: هنگام كه مثل راه رفتن به سمت اسطبلش راه نرود.))(۲۰۰)

نقل شده است كه فرمود: ((حیوان سوارى را براى لغزشش بزنید ولى به سبب رم كردنش نزنید، زیرا چیزى را مى بیند كه شما نمى بینید.))(۲۰۱)

رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((هرگاه حیوان سوارى بلغزد و صاحبش بگوید: لغزیدى مى گوید: كسى لغزیده كه بیشتر نافرمانى صاحبش ‍ را كرده باشد.))(۲۰۲)

على علیه السلام درباره حیوانات سوارى فرمود: ((به صورت حیوانات نزنید و آنها را لعنت نكنید، زیرا كه خداى تعالى لعنت كننده آنها را لعنت مى كند.)) و در خبر دیگرى آمده است : ((عمل حیوانات را بد نشمارید.))(۲۰۳)

پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((حیوانات سوارى هرگاه لعنت شوند، گرفتار لعن مى شوند.))(۲۰۴)

رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((بر روى حیوانات سوارى به طورى كه هر دو پا را به یك طرف حیوان آویخته باشید، سوار نشوید و پشت آنها را جاى نشستن خود قرار ندهید.))(۲۰۵)

امام باقر علیه السلام فرمود: ((هر چیزى حرمتى دارد و حرمت حیوانات در صورت آنهاست .)) از ابوذر - رض - نقل شده است از پیامبر صلى اللّه علیه و اله شنیدم كه مى فرمود: ((چهارپایان سوارى مى گوید: (( اللهم ارزقنى ملیك صدق یشبعنى و یسقینى و لا یحملنى ما لا اطیق .)) )) (۲۰۶)

امام صادق علیه السلام فرمود: ((كسى كه حیوان سوارى نمى خرد مگر این كه آن حیوان مى گوید:

(( اللهم اجعله بى رحیما.)) )) (۲۰۷)

عبداللّه بن سنان از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود: ((مركب سوارى داشته باشید كه هم زینت است و هم بدان وسیله نیازهایتان را بر مى آورید و روزى آنها نیز با خداست .))(۲۰۸)

سكونى به اسناد خود روایت كرده ، مى گوید: ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: خداى تعالى مدارا را دوست مى دارد و كننده آن را یارى مى كند، بنابراین چهار پایان لاغر را وقتى كه سوار شدید در منزلهایى كه فرود مى آیند اگر زمین خشك بود آنها را راحت بگذارید (بار از پشت آنها بردارید) و اگر زمین سرسبز بود، بگذارید تا بهره مند شوند.))(۲۰۹)

على علیه السلام فرمود: ((هر كه از شما با چهارپایى مسافرت كرد، در هر منزلى كه فرود مى آید، پیش از هر چیز مى باید به آب و علف آن بپردازد.))(۲۱۰)

امام باقر علیه السلام فرمود: ((هرگاه در زمین سرسبزى مسافرت مى كنید با مدارا حركت كنید، هرگاه در سرزمینى خشك سیر مى كنید، با شتاب حركت كنید.))(۲۱۱)

سكونى به اسناد خود روایت كرده است : ((پیامبر صلى اللّه علیه و اله شترى را دید كه دستهایش را بسته اند و جهازش را برنداشته اند، فرمود: صاحب این شتر كجاست ؟ آن را آزاد كنید. صاحبش باید براى پاسخگویى این عمل خصمانه خود در فرداى قیامت آماده شود.))(۲۱۲)

در خبر دیگرى آمده است ((پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: بارها را به قسمت آخر پشت حیوانات بار كنید چون دستها آویخته و پاها استوار است .))(۲۱۳)

ابن فضال از حماد لحّام روایت كرده ، مى گوید: ((قطار شترى از كنار امام صادق علیه السلام گذر كرد، شتر باركشى را دید كه بارش كج شده بود، فرمود: اى غلام ! با این شتر به عدالت رفتار كن ، زیرا خداى تعالى عدالت را دوست مى دارد.))(۲۱۴)

ایوب بن اعین روایت كرده ، مى گوید: شنیدم كه ولید بن صبیح به امام صادق علیه السلام عرض كرد: ابوحنیفه هلال ماه ذى الحجه را در قادسیه دیده روز عرفه هم با ما بود، فرمود: نماز این (مرد صحیح ) نیست ، نماز این (مرد صحیح ) نیست .))(۲۱۵)

امام على بن حسین علیه السلام با شترى چهل مرتبه سفر حج رفت و یك تازیانه بر او نزد.(۲۱۶)

على علیه السلام فرمود: ((بالاى هر شترى ، شیطانى است ، او را سیر كن و به كار وادار كن .))(۲۱۷)

رسول خدا صلى اللّه علیه و اله از راه بردن شتران به صورت قطار نهى كرد، از علت آن پرسیدند؟

فرمود: ((هیچ قطارى نیست مگر این كه بین هر شتر تا شتر دیگر یك شیطان است .))(۲۱۸)

در كتاب مكارم از قول ابوعبیده به نقل از امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: ((هر مركبى كه ناهموار باشد و از صاحبش لجام بكشد یا رم كند، باید در گوش او یا بر آن بخوانند: (( اءفغیر دین اللّه یبغون و له اءسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و الیه ترجعون .))(۲۱۹)

از امام رضا علیه السلام است كه فرمود: ((در هر بینى حیوانات سوارى یك شیطان است ، بنابراین هرگاه كسى از شما خواست آن را لجام كند باید (( بسم اللّه )) بگوید.))(۲۲۰)

غزالى گوید: سزاوار است مسافر همه بار خود را مشخص كند و به چاروادار نشان دهد. و مركب را به عقد صحیح اجاره كند تا بین آن دو اختلافى بروز نكند كه باعث رنجش قلبى گردد و از سخن گفتن زیاد و لجبازى با چارواداران خوددارى كند و شایسته نیست از آن چه شرط كرده اند چیزى بیشتر بار كند، هرچند سبك باشد، زیرا هر چیز اندك به زیاد مى انجامد و هر كه اطراف قرقگاه بگردد، ممكن است در آن بیفتد.

دهم از آداب سفر آن است كه شش چیز همراه داشته باشد. عایشه مى گوید: رسول خدا وقتى كه مسافرت مى كرد، پنج چیز به همراه خود مى برد: آیینه ، سرمه دان ، شانه كوچك (براى محاسن )، مسواك و شانه سر.(۲۲۱)

امّ سعد انصارى مى گوید: پیامبر صلى اللّه علیه و اله در مسافرت ، آیینه و سرمه دان را از خود دور نمى كرد.(۲۲۲)

از آن حضرت است كه فرمود: ((در موقع خواب از اثمد (۲۲۳) استفاده كنید كه باعث فزونى قوه بینایى و رویش مو مى گردد.))(۲۲۴)

روایت كرده اند كه پیامبر صلى اللّه علیه و اله به هر چشمش سه مرتبه سرمه مى كشید، و در روایتى آمده است : ((كه آن حضرت به چشم راست سه مرتبه و به چشم چپش دو مرتبه سرمه مى كشید.))(۲۲۵)

یكى از اهل توكل ، چهار چیز را در سفر و حضر از خود جدا نمى كرد: قمقمه ، ریسمان ، سوزن با نخ و قیچى ، و مى گفت : اینها مربوط به دنیا نیست .

مى گویم :

در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) آمده است كه سلیمان بن داوود منقرى از حماد بن عیسى از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه فرمود: ((در وصیت لقمان به پسرش آمده است : پسرم ! شمشیر و كفش و عمامه و ریسمان و مشك آب و نخ خیاطى و درفش ، در سفر همراه داشته باش و داروى بیشترى همراه ببر كه هم خودت از آن استفاده كنى هم همراهانت . و در هر كارى كه معصیت خدا در آن نباشد، با همسفران موافق باش . بعضى در این روایت ، اسب را نیز افزوده اند.))(۲۲۶)

در همان كتاب از قول امیرالمؤ منین علیه السلام آمده است كه ((رسول خدا صلى اللّه علیه و اله فرمود: هر كه راهى سفرى شود و به همراهش عصایى از چوب درخت بادام تلخ باشد و این آیه را بخواند: (( و لما توجه تلقاء مدین - تا - واللّه على ما تقول وكیل ، )) خداوند او را از هر درنده زیانبخش و از هر دزد تجاوزگر و از هر موجود بیمناك ، ایمن دارد تا وقتى كه به خانه برگردد، در حالى كه همراهش هفتاد و هفت فرشته است كه تا برمى گردد، براى او طلب مغفرت مى كنند.))(۲۲۷)

على علیه السلام فرمود: ((پیامبر صلى اللّه علیه و اله مى فرماید: همراه داشتن عصا تنگدستى را از بین مى برد و شیطان را از او دور مى سازد.))(۲۲۸)

و آن حضرت فرمود: ((هر كه مایل است ، زمین زیر پایش در هم بپیچد، عصایى از چوب درخت بادام تلخ همراهش بردارد.))(۲۲۹)

آن حضرت فرمود: ((عصا داشته باشید كه عصا داشتن از سنتهاى برادران من از پیامبران است ، بنى اسرائیل از كوچك و بزرگ با عصا راه مى رفتند تا در راه رفتنشان تكبر نورزند.))(۲۳۰)

حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام فرمود: ((من ضمانت مى كنم ، كسى كه به قصد سفر از خانه بیرون شود در حالى كه عمامه بر سر دارد و دنباله عمامه را سه بار دور گردنش پیچیده است ، او را دزد نزند و از غرق شدن و سوختن محفوظ بماند.))(۲۳۱)

در كتاب (( ثواب الاعمال )) از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: ((من آن كسى را كه با عمامه از خانه اش بیرون آید، ضمانت مى كنم كه سالم برگردد.))(۲۳۲)

از آن حضرت است : ((هركه به قصد مسافرت بیرون رود و از عمامه اش ، چیزى دور گردنش نپیچید، اگر به درد بى درمانى مبتلا شود نباید كسى را جز خودش سرزنش كند.))(۲۳۳)

یازدهم (از آداب سفر) كه ما آن را افزوده ایم ؛ روایتى است در كتاب (( من لا یحضره الفقیه )) از سلیمان بن داوود منقرى به نقل از حماد بن عیسى از امام صادق علیه السلام كه فرمود: ((لقمان به پسرش گفت : هرگاه با گروهى مسافرت كردى با آنها در كار خودت و كارهاى جمعى ، مشورت كن و با لبخند با آنها برخورد كن و از توشه اى كه دارى سخاوتمندانه به ایشان ببخش ، هرگاه تو را خواستند پاسخ بده و اگر از تو یارى طلبیدند، یارى كن . زیاد خاموش باش و نماز بخوان و درباره مركب سوارى و آب و توشه اى كه دارى دست و دلباز باش و هرگاه از تو شهادت بر حق خواستند، شهادت بده و هرگاه مشورت خواهى كردند؛ با دقت نظر جواب بده وانگهى پیش از این كه درباره امرى بیندیشى و چگونگى آن بر تو مسلم شود، تصمیم نگیر و قبل از آن كه برخیزى و بنشینى ، بخوابى و بخورى و نماز بخوانى و نیز قبل از آن كه فكر و حكمت خود را در مشورت به كار اندازى ، پاسخ مشورتى را بازگو نكن ، زیرا هر كه خالصانه براى طرف مشورت خیرخواهى نكند، خداوند اندیشه اش را مى گیرد و امانتدارى را از او دور مى سازد.

و هرگاه دیدى همراهانت راه مى روند تو هم راه برو و اگر دیدى كار مى كنند تو هم با ایشان كار كن و هرگاه تصدق كردند یا وامى به كسى دادند تو نیز با ایشان عطا كن و از كسى كه بزرگسالتر از تو است ، حرف شنوایى داشته باش ‍ و هرگاه همراهانت به تو دستورى دادند و یا چیزى پرسیدند، بگو: آرى و نگو: خیر، زیرا گفتن خیر، نقص و عیب است و هرگاه در راه سرگردان ماندید، فرود آیید و هرگاه تردید داشتید بایستید و مشورت كنید و هرگاه یك نفر را تنها دیدید از او راه را نپرسید و راهنمایى نطلبید، زیرا وجود فردى تنها در میان بیابان مشكوك است ، شاید جاسوس دزدان باشد و یا شیطانى باشد كه مى خواهد شما را سرگردان كند و از دو نفر نیز بترسید مگر این كه شما چیزى را ببینید كه من نمى بینم ، زیرا كه عاقل هرگاه به چشم خود چیزى را ببیند، حق را باز شناسد و شاهد چیزى را مى بیند كه غایب نمى بیند. پسرم ! هرگاه وقت نماز فرا رسید براى هیچ كارى آن را به تاءخیر نینداز، نماز را بخوان و از آن راحت شو كه آن دینى است به گردن تو، و نماز را با جماعت بخوان هر چند بر سر نیزه باشد و روى مركبت نخواب ، زیرا كه خواب باعث مى شود كه زودتر پشت حیوان زخم شود و این كار حكیمانه نیست ، مگر آن كه در كجاوه اى باشى كه امكان رفع خستگى و انبساط عضلات و مفاصل فراهم گردد، و چون نزدیك منزلت رسیدى از مركبت فرود آى و پیش از آن كه به خودت برسى به علف او برس زیرا وجود تو به او بستگى دارد و هرگاه خواستید جایى منزل كنید در جایى از زمین فرود آیید كه خوش منظرتر و خاكش نرم تر و پر علف تر باشد و چون فرود آمدى پیش از آن كه بنشینى دو ركعت نماز بخوان و هرگاه قصد رفع حاجت كردى ، از آن جا دور شو، و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بخوان ، سپس آن زمینى را كه فرود آمده بودى وداع كن و بر آن زمین و اهل آن جا درود فرست ، زیرا هر سرزمینى ساكنانى از فرشتگان دارد و اگر توانستى غذایى نخور مگر آن كه نخست قدرى از آن را انفاق كرده باشى و تا مى توانى در مدتى كه سواره اى از قرآن تلاوت كن و تا وقتى كه مشغول كارى هستى ، تسبیح بگو و تا فراغت دارى دعا كن و مبادا سر شب حركت كنى ، بلكه آخر شب سیر كن و مبادا صدایت را در بین راه بلند كنى .))(۲۳۴)

غزالى گوید: دوازدهم ، در آداب رجوع از سفر آن است كه پیامبر صلى اللّه علیه و اله به جاى مى آورد. آن حضرت هرگاه از حج یا جبهه جنگ و یا سفر دیگرى بر مى گشت ، به هر جاى بلند زمین كه مى رسید سه تكبیر مى گفت و این دعا را مى خواند: (( ((لا اله الا اللّه وحده لا شریك له ، له الملك و له الحمد، یحیى و یمیت ، و هو على كل شى ء قدیر. آئبون تائبون عابدون ساجدون لربنا حامدون ، صدق اللّه وعده ، و نصر عبده ، و هزم الاحزاب وحده .)) )) (۲۳۵)

مى گویم :

در مكارم از پیامبر صلى اللّه علیه و اله نقل شده است ، وقتى كه آن حضرت از خیبر برگشت فرمود: (( ((آئبون تائبون ان شاء اللّه عابدون راكعون ساجدون لربنا حامدون اللهم لك الحمد على حفظك ایاى فى سفرى و حضرى ، اللهم اجعل اوبتى هذه مباركة میمونة مقرونة بتوبة نصوح توجب لى بها السعادة یا ارحم الراحمین .))(۲۳۶)

غزالى گوید: مسافر چون به نزدیك شهرش رسید، باید بگوید: (( اللهم اجعل لنا بها فرارا و رزقا و حسنا، )) آنگاه كسى را نزد بستگانش بفرستد كه ورودش را به اطلاع ایشان برساند تا ناگهانى بر ایشان وارد نشود و چیزى را بر خلاف میلش نبیند. و سزاوار نیست كه شبانه بر ایشان وارد شود كه از آن نهى شده است .

پیامبر صلى اللّه علیه و اله هرگاه وارد مى شد، نخست به مسجد مى رفت و دو ركعت نماز مى خواند (۲۳۷)، سپس وارد خانه مى شد و چون وارد مى شد، مى گفت : (( ((توبا توبا لربنا اءوبا لایغادر علینا حوبا.)) (۲۳۸)))

شایسته است كه براى خانواده و بستگانش ارمغانى از خوردنیها یا چیز دیگرى به قدر امكانش بیاورد، زیرا این سنت است و روایت شده است كه ((اگر مسافر چیزى نیافت ، باید سنگى را در خرجینش بگذارد.))(۲۳۹)

گویا این سخن مبالغه اى است در واداشتن بر این كار نیك ، زیرا چشمها به طرف مسافرى كه تازه از راه مى رسد دوخته شده و دلها به ره آورد او شاد مى شود. از این رو مستحب مؤ كد است كه حتما آنها را خشنود سازد و با ره آورد براى ایشان ، توجه قلبى خود را به آنان و یادشان در مدت سفر ابراز دارد.

مى گویم :




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر